محمدتقى نورى

343

اشرف التواريخ ( فارسي )

تاخته و در هرقدمى از كشته پشته مىساختند . ريگ آن وادى از ارقاء دماء اعادى ميشوم رنگين و خاك آن سرزمين را از خون ابدان خبيث خصوم عجين و با غنايم نامحصور و اسير موفور مظفر و منصور به بنگاه آن گروه مقهور معاودت نموده الاچق و يورت « 1 » آن طايفه را به دستور سال پيش با اندوختهء چندين ساله به آتش قهر سوخته خاكستر آن را ( 136 الف ) به باد داد . آب قنوات آن فئهء طغات را مبدّل به خاك و تمامى آبادى آنها را خراب و اموال و اسراى ايشان را رانده ، عازم ركاب شاهزادهء مالك رقاب شدند . « 2 » شهزادهء بلنداختر بعد از استماع وقوع فتح و ظفر و رجوع بهادران نصرت‌اثر با غنايم نامحصور و اسراى بىحد و مرّ به رسم و آيين پيشتر روى ضراعت و ابتهال به درگاه حضرت داور آورده به شكرگذارى اين عارفه كبرى و سپاس‌دارى اين نعمت عظمى جبين اميدوارى را به خاك نياز سوده ، ظهور فتح چنينى را از مؤيدات داور دادآور دانسته ، ساغر دهان را لبريز بادهء شكر « 3 » ايزد منّان ساخت و سران و سركردگان و طبقات لشكر را هركدام على قدر مراتبهم به جوايز جداگانه نواخت و كوايف فتوحات سكّان دشت قبچاق و تسخير قلعه‌جات ترشيز را مبسوطا عرضه داشت پايهء سرير « 4 » اعلى خاقان صاحبقران « 5 » مصحوب محمّد على بيك غلام كزازى انفاذ دربار سپهر مبانى داشتند و عريضهء مزبور مسفور « 6 » در چمن سلطانيه كه جشنگاه خاقان مؤيد منصور بود شرف‌اندوز نظر اشرف و بهره‌ياب حضور انور « 7 » پادشاه بحر و بر گرديده « 8 » از ظهور فتوحات مجدّده متنوّعه « 9 » بساط عيش و نشاط را گسترده « 10 » و شاهزادهء مظفرلوا را به مكارم خديوانه و مراحم خسروانه به عزّ افتخار و اختصاص مقرون فرمودند . « 11 »

--> ( 1 ) . مج : « و يورت » ندارد . ( 2 ) . مج : ممالك رقاب گرديدند . ( 3 ) . مج : لبريز شكر و ثناى . ( 4 ) . مج : سرير عرش نظير . ( 5 ) . مج : صاحبقرانى . ( 6 ) . مج : « مسفور » ندارد . ( 7 ) . مج : شرف‌اندوز ملاحظهء انور و بهره‌ياب نظر اشرف . ( 8 ) . ملك : « گرديده » ندارد . ( 9 ) . مج : « متنوعه » ندارد . ( 10 ) . مج : ممهد . ( 11 ) . مج : خسروانه عزّ اختصاص دادند .